پیرامون سفال

 سفالگری یکی از قدیمترین صنایع بشری است و جالب آن است که بدانیم ، سفال در واقع حاصل استفاده از ((چهار عنصر)) یا ((عوامل اربع )) یعنی آب ،‌خاک ، باد و آتش است و در تمامی تمدن ها ی شناخته شده جهان ، سفال یکی از صنایع ، حرفه ها و هنر های مطرح و سفالگری عرصه ای برای بروز خلاقیت هنری گروهی از صنعتگران و هنرمندان آن بوده است . امروزه سفال ، سرامیک و کاشی ، جزیی از دانش وسیع و گسترده سرامیک استو در  تمامی کشورهای جهان از پایگاه و منزلت مناسبی برخوردار است .

 

تعاریف:

در فرهنگ معین برای سفال(معنی مورد نظر) دو تعریف ذکر شده است:

1-     گل پخته شده     2- هر چیز که از گل ساخته شده باشد.

لغت ((سفال )) (potters ) که امروزه به هر مصنوع ساخته شده از هر نوع خاکی هم قابل اطلاق است ، از لحاظ فنی عبارت است از آن دسته از آثار ، اشیاء ، ظروف و محصولاتی که با ((خاک های ثانویه )) که شاخص ترین آن ((خاک رس )) است ، ساخته می شود .

واژه(( سرامیک ))(Ceramic) که مشتق ازکلمه ((کراموس))(Keramos) یونانی است از لحاظ معنا ((لوله ای از گل پخته ))را مفهوم می سازد و از نظر فنی عبارت است از کلیه فرآورده هایی که با ((خاک های اولیه )) که شاخص ترین آن (( خاک کائولین )) یا ((خاک سفید )) است ، ساخته میشود .

 

تاریخچه سفال و سرامیک سازی در ایران :

 

همانطور که ذکر شد ، زادگاه سفال سازی ، ایران است و اولین سفالینه هایی که مربوط به حدود 10000 سال ق م است ، موید پیشینه این ((هنر صنعت )) است . ضمن آنکه برخی از نمونه های کاشی که در کاوش های باستان شناسی به دست آمده و مربوط به 14000 سال پیش است ، قدمت سفال و سرامیک سازی در ایران را به 12000 سال ق م می رساند .

تردیدی نیست که نخستین سفالینه ها صرفاً به وسیله دست و بدون استفاده از چرخ سفالگری ، لعاب و حتی کوره پخت تولید و عرضه می شد و نمونه هایی به دست آمده حاکی از آن است که این گونه محصولات ، به تقلید از سبد هایی که با ترکه درختان می بافتند ، ساخته شده و در بسیاری موارد ، سبد به صورت قالبی برای ساختن ظروف سفالین به کار می رفته است .

ظروف سفالین منقوش در غیر منقوش متعددی که از نقاط مختلف ایران به دست آمده ، نشان می دهد که این هنر در دروه پیش از تاریخ ایران ، طرف توجه فوق العاده مردم کشور مان بوده و تعداد زیادی از آثار سفالین مربوط به دوران پیش از تاریخ در قبرهای مردگان دفن شده است ، زیرا مردم آن زمان عقیده داشتندکه پس از مرگ ،‌احتایجات مادی آنها در دنیای دیگر ادامه خواهد یافت و هنگام به خاک سپردن آنان خوراکی ها و آشامیدنی ها ی مورد نیازشان را برای آخرین بار در ظروف سفالی ریخته و درکنار آنها قرار می دادند .

صاحبنظران اعتقاد دارند که شروع کشاورزی واستقرار انسان ها درمکانی خاص که در ((دوره نوسنگی )) صورت پذیرفته در تولید و ساخت سفال  تاثیربسزایی داشته است و نمونه هایی که از منطقه ((گنج دره )) و نیز غارهای ((کمربند ))و ((هوتو)) در نزدیکی بهشهر دست آمده موید وجود سفالگری در ایران درحدود 8000 سال ق . م است .

پیدایش کوره پخت در 6000 سال ق . م . دگرگونی کیفی قابل ملاحظه ای در محصولات سفالی ایران و دیگر مناطق جهان بر جای گذاشت و موجبات رونق تدریجی این صنعت را فراهم آورد .

صنعت سفال سازی در حدود هزاره پنجم ق . م باز هم از نظر کیفی و فنی ترقی کرد . ظروفی که در ((سیالک )) (سیلک ) کاشان و همچنین در ((شوش)) به دست آمده قرمز رنگ و دارای لکه های دودی و سیاه است و حتی در مواردی خطوط عمودی وافقی مانند سبد بافی روی آنها دیده شده است . ضمن آنکه جداره داخلی این ظروف ماده ای شبیه لعاب دارد .به طور خلاصه می توان گفت : سفال سازی به عنوان یک صنعت یا حرفه در 4700 سال ق م در ایران آغاز شده است و در همان تاریخ در دره های ((دجله ))و ((فرات )) و ((سند )) نیز معمول بوده است .

بدون تردید ، اختراع چرخ سفالگری ساده و استفاده از آن درشکل بخشیدن به ظروف سفالین که به حدود هزاره چهارم ق . م مربوط می شود تحولی جدید درصنعت سفال سازی به وجود آورد و باعث شد تا محصولات از نظر شکل ، متنوع تر و از لحاظ ساخت ، ظریفتر گشته و میزان تولید نیز افزایش یابد .

در اواسط هزاره سوم ق . م نمونه هایی از سفال های تولیدی در شوش به دست آمده که یقیناً با چرخ های سفالگری کاملی تولید و در حرارتی مناسب حدود 1000 درجه سانتیگراد پخته شده است . افزون براین ، نمونه هایی از ظروف سفالین نقش دار دوره مورد اشاره در نقاط مختلف ایران نظیر سیالک ، لرستان ، تپه حسنلو(آذربایجان ) ، تپه حصار دامغان ، اسماعیل آباد (قزوین) و تخت جمشید کشف شده که زیباترین اشیاء در زمینه سفال سازی محسوب می شود و به خوبی مهارت استادکاران آن زمان را بازگو می کند .

این سفا ل ها که اغلب دارای رنگ قرمز آجری است ونقوشی سیاه رنگ دارد ، از زیبا ترین اشیاء سفالین پیش از تاریخ محسوب می شود . نقوشی که روی این ظروف به کار رفته ، اگر چه دارای جنبه تزیینی است ، اما ظاهراً برای سازندگان ظروف و کسانی که آنها را مورد استفاده قرار می دادند دارای ارزشی بیش از این بوده است و بیشتر حکم وسیله ای را داشته تا با کمک آن جنبه ها و جهات مختلف زندگی خویش را به نمایش بگذارند وبیم ها ، امیدها ، آرزوها و آرمان های خویش را تجسم بخشند .

در پی اختراع چرخ های سفالگری اولیه که شرح آن گذشت ، در کوره های ابتدایی نیز که به طور عمده شامل یک گودال و دو مجرا برای ورود و خروج هوا بود ، تغییراتی به وجود آمد و در آنها محلی برای آتشدان و محفظه ای برای قرار دادن ظروف سفالی که به وسیله شبکه ای آجری از هم منفک می شد ، پیش بینی شدکه کوره های جدید امکان پخت بهتر و طبعاً کیفیت مناسب تر فرآورده های سفالین را فراهم آورد .

از ویژگی های سفالیه های پیش از تاریخ ایران توجه سفال سازان به استفاده از طرح ها و نقوش واقعی در آثار است و آنها تلاش می کردند تا نقوش حیوانات وپرندگان نظیر مار ، روباه، قوچ ، لک لک و... را بر روی بدنه سفالینه پدید آورند والبته گاه پای حیوان یا شاخ حیوانی بلندتر و کشیده تر از اندازه واقعی او به گونه ای که در سفالینه های به دست آمده از شوش مشاهده می شود تصویر شده است .

درحدود 1500 سال ق . م به علت گسترش فلزکاری وتهیه انواع ظروف از فلز ، ساخت ظروف سفالین تا حدودی از رونق و رواج پیشین افتاد اما در اوایل هزاره اول ق . م بهترین نمونه کاشی های ایرانی تولید می شد که کاشی های دروازه معروف ((ایشتاردبابل )) که هم اکنون در ((موزه برلن )) موجوداست ، از آن جمله است .

نکته جالب در خصوص کاربرد سفال در دوران پیش از تاریخ کشورمان ، استفاده از آن به عنوان مهر برای مراقبت از کالا واحراز هویت مالک آن است که دراین رابطه مهرهای جالب و کوچک سفالی که به طور عمده با طرح ها و نقوشی نباتی و حیوانی و گاه انسانی به صورت هندسی و بسیار ساده همراه بوده است تولید شده و نمونه های متعددی از آن در مراکز تمدنی ایران پیش از تاریخ نظیر آنچه که در هند هم دیده شده است به دست آمده است .

طی حفریات انجام دشه در ((زیگورات چغازنبیل )) نمونه های متعددی از انواع کاشی ها و آجرهای لعاب دار به رنگ های سفید ، آبی و سبز به همراه تعدادی از پیکره های کوچک سفالی به دست آمده که خود نشان دهنده رونق تولید آجرهای لعاب دار و رواج سفالگری در دوره تمدن عیلامی دارد .

آنچه که مسلم است در حدود 1000 سال ق . م . سفال سازان با فن لعاب کاری ظروف آشنایی پیدا کرده بودند ، به طوری که کاسه لعاب داری که در شوش به دست آمده و متعلق به 1000 ق. م است را می توان رد زمره نخستین نشانه های صنعت لعاب کاری دانست .

منطقه سیلک کاشان درزمره مهم ترین مراکز سفال سازی طی هزاره های پنجم تا اول ق . م بوده است و آثار و نمونه های متعددی از انواع سفالینه های منطقه مذکور که به هزارهای پنجم ، چهارم ، سوم ، دوم و نخست ق. م مربوط می شود به دست آمده که هم اکنون در موزه های بزرگ دنیا  از جمله در موزه ایران باستان تهران موجود است ، اما از جمله سفالینه های زیبا و جالب مربوط به هزاره اول ق.م منطقه سیلک را باید به ((ظروف تدفینی )) مربوط دانست . این ظروف که البته نمونه هایی از آن در دیگر مراکز سفالگری هم عصر باسیلک چون ((گیان)) در نهاوند ، ((خوروین )) در قزوین ، ((حسنلو)) درارومیه و ... کشف شده ، دارای لوله ای بلند شبیه به منقار پرنده گان و نقوش حیوانی همراه با نقش خورشید به رنگ قهوه ای تیره و آجری است . صاحبنظران گفته اند ظروف مذکور به هنگام مراسم تدفین مورد استفاده قرار می گرفته و از طریق لوله بلند و منقاری شکل آن مایع یا محلول خاصی که از نظر آنها مقدس بوده است ، به گوش های مرده چکانده می شده است .

از نمونه های جالب سفالینه های پیش از تاریخ ایران باید به سفالینه هایی که به شکل حیواناتی نظیر گاوکوهان دار و گوزن ساخته شده ، اشاره داشت که طی حفریاتی درمناطق نظیر ((مارلیک )) در استان گیلان و ((کلاردشت )) در استان مازندران به دست آمده است . دربرخی از آثار بدن حیوان طوری طراحی شده که مایع از آن عبور کند و امکان نوشیدن داشته باشد ، از این ظروف که بعدها در دوره های ماد و هخامنشی با بهره گیری از فلز هم ساخته می شود با نام ((ریتون)) یاد شده و گفته شده ایرانیان باستان بر این عقیده بودند که نوشیدن از ظرف یا جامی که به شکل حیوانی قوی و نیرومند است موجب قوی تری ونیرومند تر شدن نوشنده می شود .

صاحبنظران در نوشته های خود اظهار کرده اند که سفالسازی در دوره مادها 700 تا 550 ق . م از رونق برخوردار بوده است ولی متاسفانه جز ظروف سفالین محدودی که دراکتشافات تپه هگمتانه ونیز ((تپه نوشیجان )) در ملایر به دست آمده ، آثاردیگری کشف نشده و مدارک مستندی در دست نیست و تحقیقات جامعی هم صورت نپذیرفته است .

اگر چه در دوره هخامنشی 550 تا 330 ق . م و از آنجا که توجه صنعتگران به ساخت ظروف تجملی از طلا و نقره معطوف شده بود ، سفالگری از رونق چندانی برخوردار نبوده است ولی هنر تولید آجرهای برجسته لعاب دار و نیز کاشی کاری در ای دوره رشدو توسعه بسیار پیدا می کند . به طوری که در ((کاخ آپادانا)) درشوش و در ((کاخ تخت جمشید )) برای تزیین تالارها ودیوارها و ایوان ها از آجرهای لعاب دار و کاشی های زیبایی استفاده شده است که نمونه های شاخص آن هم اکنون در موزه ((لوور )) پاریس- و ((ایران باستان )) در تهران موجوداست . همچنین نقش کوروش که از کاشی های باریک مستطیل شکل ساخته شده ، چگونگی هنر کاشی سازی را در این دوره نشان می دهد . گفتنی است که از دوره هخامنشی ضمناً برخی از ظروف سفالین با نقش های ساده و به شکل خمره ، قمقمه ، و ... ونیز کتیبه های برجسته لعاب دار نیز به دست آمده است اما همان طور که گفته شد هنر مطرح در دوره هخامنشی فلز کاری بوده و سفال دارای درجه اهمیت چندانی نبوده است . سفالگری دوره اشکانی از روی نمونه هایی که در نواحی مختلف ((بین النهرین )) نظیر سامرا ، سلوکیه ، تیسفون و بابل ، کشف شده ، شناخته می شود . البته آثاری نیز در خوزستان (منطقه شوش ) ، شهر ری ، سیستان (در کوه خواجه )‌و ترکستان (در سمرقند ) به دست آمده که تعداد آنها چندان زیاد نیست .

سفالگری دوره اشکانی ترکیبی از سفال های گذشته ونیز سفالینه هایی است که در همان زمان ساخت آنها در دیگر نقاط جهان رایج بوده است . به طور مثال اشکال ظروف سفالین قرمز نقاشی شده ساخت ((نینوا)) را عیناً در میان سفال های نواحی ((دریای اژه )) در یونان نیز می توان مشاهده کرد و برخی از نمونه های باز یافته در شوش دارای انواع مشابه مصری است . به طور کلی ، شکل منظم ظروف متعلق به اوایل دوره اشکانی تدریجاً حالت ساده ای به خود گرفته واین سیر نزولی از دوره سلوکی ها تا اشکانیان کاملاً محسوس است . زیرا اشیای مربوط به زمان سلوکی ها که در بابل کشف شده دارای حالت زیبایی است ، در صورتی که ظروف مصرفی دوره اشکانی نسبت به آنچه که متعلق به دوره هخامنشی است ، ارزش کمتری دارد . به طور مثال حالت انحنای بیرونی خمره های هخامنشی در این دوره به صورت مسطحی در آمده و گردن کوتاه آن نیز حذف شده و به این ترتیب شکل بیضی ساده و معمولی را به خود گرفت و لبه خشنی به دور دهانه آن اضافه شده است .

از نظر فنی نیز در سفال این دوره سیری قهقرایی مشاهد ه می شود . حال آنکه در اوایل ، لعاب محصولات به طو ر یکنواخت کلیه سطوح را پوشانده و بندرت لعاب مصرفی در یک قسمت از محصول سفالین متراکم دشه و در مجموع دارای ظرافت هایی در ساخت نیز می باشد .

در زمان اشکانیان ، برای ساخت ظروف ، معمولاً از چرخ سفالگری استفاده می شد ، مگر در مواردی که اشیا ی مورد نظر فوق العاده بزرگ یا بسیار کوچک بود که در این صورت سفالگران با دست آن را شکل می دادند و گاهی نیز از قالب استفاده می کردند .ضمناً برخی از اشیا ء نظیر چراغ وتنگ های مخصوص حمل مایعات ، ابتدا به شکل قطعات جداگانه ای تهیه و سپس با ماده ای شبیه به گچ به یکدیگر متصل می شد و برای تولید اشیاء نازک و ظریف بعد از ساخت محصول ، روی آن را با دقت می تراشیدند .

طرح ها نیز یا روی ظروف کنده کاری می شد ،یا قالب گیری شده ویا با استفاده از مهر به صورت برگردان منتقل می شد و یا اینکه به کمک دست ایجاد می شد .

نقوش مورد استفاده در سفالگری این دوره بیشتر شامل خطوط عمودی ، موج دار و شکسته (زیگزاک )، نقطه چین های برجسته در ردیف های مختلف ، نواری باریک به شکل کنده کار یا برجسته و ((طرح طنابی)) است و به هیچ وجه نقش جانوران که تا قبل از دوره اشکانی جای خاصی در سفالگری ایران داشت بر روی آثاری که طی این دوره ساخته شده دیده نمی شود . همچنین لازم به ذکر است که استفاده از لعاب مخصوصاً در رنگ های کرم مایل به زرد ، خاکستری روشن ، قهوه ای ، آبی وسبز در این دوره رواج فراوانی داشته است .

به طو رکلی سفال های ((عهد پارتی )) (= دوره اشکانی ) را می توان به دو گروه ((سفال های بدون لعاب )) و سفال های لعابدار ))  تقسیم کرد . گفتنی است که سفال های بدون لعاب نیز خود به دو دسته (( سفال های قرمز )) و ((سفال های خاکستری)) تقسیم می شوند . سفال های خاکستری شامل کاسه ، پیاله ، و خمره های بزرگ است که با کف محدب و بدون تزیین ساخته شده و بعضی از ظروف نیز جلا یافته اند .

سفال های قرمز رنگ عهد کاشانی که تولید و ساخت آن بیشتر از سفال خاکستری مرسوم بوده ، به صورت کاسه، خمره بزرگ و کوزه با لبه برگشته ساخته می شده است .

در دوره اشکانی ساخت ساغرهای سفالین (= ریتون های سفالی ) به شکل حیوانات باسفال قرمز ، خاکستری و حتی نخودی رنگ نیز مرسوم بوده است ، ضمن آن که مهم ترین تحول این صنعت در عهد پارتی ، توسعه لعاب قلیایی است .

کاشی کاری در دروه اشکانی از رونق برخوردار نبوده است . زیرا اشکانیان به این هنر ((هنر صنعت )) علاقه ای نشان نمی دادند و باید گفت از زمان حمله اسکندر مقدونی و نفوذ معماری خاص یونانی هلنی یا هلنیسم یا یونانی مابی درایران تا دوره ساسانیان وقفه و رکودی در کاشی کاری کشورمان مشاهده می شود .سفال و سرامیک سازی ایران در دوره ساسانی ،‌پیشرفت زیادی نکرد و علت اصلی آن نیز در ارتباط با شرایط و عواملی بود که کم و بیش از دوره قبل وجود داشت . زیرا همان گونه که گفته شدند و از سفال فقط در مواردی معدود و برای تولید محصولاتی محدود استفاده به عمل می آمد .

از این دور ه اشیاء زیادی درمناطقی همچون نیشابور، تخت سلیمان ، سیراف ، دامغان ، کوه خواجه و ... به دست آمده که همه این آثار نشان دهنده آن است که سفالینه های این دوره هیچ گونه ویژگی مشخصی ندارد که بیان کننده نوعی خصوصیات فرهنگی زمان تولیدشان تلقی شود . معذلک تزییناتی که روی اشیاء ظریف این دوره مشاهده می شود از نظر فنی به نحو مطلوبی انجام گرفته به این نحو که طرح های بزرگ کنده کاری شده ، طرح های پیچیده با قالب گیری به اجرا در آمده و سایر طرح ها به صورت برگردان روی محصولات منتقل شده است . در نتیجه حتی هنگامی که سطح اشیاءبا لعاب پوشیده شده چنین به نظر می رسد که تزیینات به کار رفته نسبت به دوره اشکانی دقیق تر و پیچیده تر است .

لعاب های سفال دروه ساسانیان کماکان ادامه همان لعاب کاری اشکانی است و در این دوره رنگ های سبز و آبی هم چنان متداول ترین رنگ ها بوده است . ضمن آنکه ظروف لعاب دار نیز با همان دقت و ظرافتی که در ساخت ظروف بدون لعاب به کار می رفت ، تهیه می شد . بر روی سفالینه های دوره ساسانی طرح ها و نقوشی نباتی ، حیوانی و گاه انسانی که بعضاً باخط پهلوی هم توام و همراه بوده وبه صورت هندسی به اجرا در آمده است دیده می شود و درمجموع باید گفت سفالگری این دوره بسیار تحت تاثیر فلزکاری ساسانی بوده و در مواردی حتی می توان آن را تقلیدی از محصولات زرین ، سیمین یا برنزی دانست کما این که در پاره ای موارد ساخت ظروف به گونه ای است که احتمال می رود عیناً از روی محصولات فلزی قالب گیری و ساخته شده باشد .

با آغاز دوران اسلامی ، به علت روح سادگی و پرهیز از تجمل پرستی فرهنگ اسلامی ، منع مذهبی استفاده از فلزات گرانبها جهت ساخت ظروف و هم چنین به دلایل اقتصادی ، صنعت سفال سازی مورد توجه بیشتری قرار گرفت و هر چند تولیدات ابتدایی این دوره ، تقلیدی از سفالینه های دوره های قبل و قبل تر است ، اما در بررسی آثار باقیمانده نوعی تحول تدریجی مشاهده می شود که حکایتگر مهارت صنعتگران و ابداعات جدید آنان در زمینه سفال ، سرامیک و کاشی دارد .

از سفالگری اسلامی ، طی حفریات انجام شده در نیشابور نمونه های متعددی به دست آمده است که نمایانگر اهمیت این شهر ونیز گستردگی سفال سازی در آن است . از دیگر مراکز مهم سفالگری در دوره نخستین اسلام (= قرن 1 تا قرن پنجم ه . ق ) باید از گرگان ، ری ، کرمان و شوش ذکر نام کرد .

سفال های دوره مذکو ر، خصوصاً آنچه در حفریات ری کشف شده ، اگر چه به علت شباهتی که با شکل پرندگان و حیوانات منقوش روی کارهای فلزی دوره ساسانی دارد به دوره پیش از اسلام منسوب شده است ، اما در مجموع سفال های عصر اسلامی دارای تزیینات بریده ، لعاب چند رنگ ونیز نقاشی زیر لعاب و لعاب های هم رنگ فلز است .

تولیدات سفال و سرامیک دوره آل بویه و دوره سامانی قرون سوم و چهارم ه . ق معمولاً دارای رنگ قرمز و لعاب گلی غلیظ است که روی آن تزییناتی به صورت فرو رفته انجام شد ه و سپس با لعاب سربی به رنگ ها شفاف پوشش یافته است . نقوش این ظروف را که بیشتر شامل کاسه ، بشقاب و تنگ است بیشتر طرح های گل و گیاه به شکل هندسی و بعضاً البته از قرن سوم ه. ق . به بعد نقوش انسانی و حیوانی تشکیل می دهد . گفتنی است که برخی از سفالینه ها و آثار سرامیک با خط کوفی مزین شده است .

دردوران نخستین اسلام و در پی کسب مهارت سفالگران ، استفاده از ((روش اسلپ )) یعنی پوشاندن ظروف و محصولات با دوغاب غلیظی از پودر سیلیس نرم تا بر سطح کار زمینه سفیدی چون ظروف چینی به وجود آید مرسوم و متداول می شود که صاحبنظران معتقدند که این کار برای امکان رقابت با آثار سرامیک چین و ضمناً به تقلید از ظروف چینی که در تولید آن ها از کائولین استفاده می شد صورت پذیرفته است .

در دوره صدر اسلام ، ضمناً تولید ظروف و محصولات با لعاب پاشیده به ویژه در شهر نیشابور - ، ساخت ظروف زرین فام که از آن ها با نام زرین فام اولیه یاد شده است نیز مرسوم و متداول بوده است . ضمن آن که در این دروه کاشی سازی و کاشی کاری هم رشد و توسعه زیادی می یابد و این هنر به نحو گسترده ای در خدمت زیبا سازی ابنیه تاریخی و مذهبی در می آید .

در اوایل قرن پنجم ه. ق . با به قدرت رسیدن سلجوقیان ، فصل نوینی در هنرها و صنایع ایرانی گشوده شد و ضمن تعالی و تکاملی که نصیب فلز کاری ، گچبری و بالاتر از همه معماری شد ، صنعت سفالگری نیز تحول و دگرگونی فوق العاده ای یافت و شهرهایی نظیر نیشابور ، گرگان و گنبد (جرجان ) ، ری و کاشان به صورت مراکز عمده سفالگری در آمد و از سفالگران آثاری به جای مانده که آنها را می توان در زمره بهترین و زیباترین کارهای موجود محسوب داشت .

در این دوران انواع ظروف سفالی و سرامیک با لعاب فلزی رنگ ، تولید گسترده ای داشته است و رنگ های متنوع دیگری از طلایی کم رنگ تا قهوه ای تیره مورد استفاده سفال سازان قرار می گیرد و ظروف مینایی که از نظر زیبایی نقش و همچنین از لحاظ مرغوبیت لعاب اهمیت فوق العاده زیادی دارند به بهترین شکل ممکن ساخته می شد .

مهمترین مرکز ساخت ظروف مینایی در قرون سوم و چهارم ه . ق .((ری )) بود . ظروف فلزی رنگ بیشتر در کاشان ساخته می شد و مراکز دیگر سفالگری عبارت بودند از : ساوه ، گرگان، شوش و ... همچنین نوعی سفال لعاب دار درکاشان ساخته می شد که بیشتر برای تزیین ساختمان مورد استفاده قرار می گرفت و شهرت کاشان دراین مورد به قدری زیاد بود که برخی معتقدند کلمه ((کاشی )) از نام آن شهر گرفته شده است . هنرمندان این شهر ، از ترکیب خطوط عربی ، کوفی و فارسی و اشکال تزئینی با رنگ های آبی ، فیروزه ای و سفید که گاهی صاف و گاهی برجسته نقاشی می شد ، طرح های تزیینی جدیدی برای کاشی به وجود آورند که هنوز هم بسیاری از آنها مورد استفاده کاشی سازان قرار می گیرد .

در دوره سلجوقی ، افزون بر طرح های نباتی ، جانوری و انسانی ، مضامین وموضوعاتی نظیر مجالس بزم ، رزم و شکار و چهره شخصیت های داستان های مشهور ایرانی بر روی سفالینه ها ، آثار سرامیک و کاشی با مهارت بسیار نقش می شد .

طی قرون پنجم تا هفتم ه . ق . انواع و اقسام ظروف ، اشیاء و محصولات نظیر قاب و قدح ، کاسه و بشقاب ، کوزه ، آبخوری ،خمره ، قمقمه ، قندیل ، ابریق ، گلدان ، پیه سوز و ... در عرصه سفال و سرامیک تولید و عرضه می شود و ضمناً سفالگران این دوران از خمیر سفید برای ساخت بدنه که شبیه به خاک کائولین بدنه های ظروف چینی ساخت کشور چین بود استفاده می کنند و از روش ها و تکنیک های متفاوت و گوناگونی نیز در ساخت ، نقاشی و لعاب کاری بهره می گیرند .

صاحبنظران ، آثار دوران سلجوفی را به طور عمده به 9 گروه متفاوت تقسیم می کنند که عبارت از :

  1. ظروف لعابی سفید رنگ
  2. ظروف دارای لعاب یک رنگ
  3. ظروف با نقش قالبی
  4. ظروف بانقش کنده کاری شده و لعاب رنگارنگ
  5. ظروف معروف به لعابی
  6. ظروف طلایی یازرین فام
  7. ظروف دارای نقاشی زیر لعاب
  8. ظروف سرامیکی میناییچ
  9. ظروف معروف به لاجوردی

حمله مغول به ایران جز کشتار و ویرانی چیزی به همراه نداشت و طی حملات مغول ها به کشورمان بسیاری از شهرهایی که مراکز مهم سفال سازی ایران محسوب می شد مانندری ، جرجان و به ویژه نیشابور ویران شد و نه تنها تولید سفال و سرامیک ، بلکه تولید در تمامی حرفه ها ، صنایع و هنرهای صناعی ایران دچار وقفه شد . اما با گذشت این دوره سراسر مصیبت و در پی روی کار آمدن ایلخانان کم کم تهیه و ساخت محصولات سفال و سرامیک ، بار دیگر آغاز و در پی حمایت از صنعتگران سفال ساز در مراکزی مانند سلطان آباد ، ساوه ، کرمان ، سلطانیه و مشهد ، تولید رو به فزونی نهاد.

در آثار سفال و سرامیک وکاشی دوره ایلخانی نفوذ طرح ها و نقوش چینی را به وضوح می توان مشاهده کرد و این امر بخصوص درطرح هایی که مشتمل بر نقوش اژدها ، نیلوفر آبی و ابرهای پیچنده می شود ، کاملاً مشهود است .

سفال سازان دوره ایلخانی در آثار و تولیدات خود بیشتر از مایه رنگ های آبی ، فیروزه ای و لاجوردی و نیز ارغوانی و قرمز استفاده می کردن د، و ضمناً موفق به تولید نوعی از کاشی به نام ((کاشی معرق )) شده اند که نمونه برجسته وقابل ذکر آن در ((مقبره سلطان محمد خدابنده )) (مقبره الجایتو) در سلطانیه دیده می شود . گفتنی است که کاشی معرق که یکی از جالب ترین انواع کاشی های ایرانی است در دوره تیموری ، به رشدو بالندگی خود می رسد و در نماسازی و تزئین بناهای مشهوری چون ((مسجد گوهر شاد )) در مشهد و ((مسجد کبود)) در تبریز به کارگرفته می شود .

در دوره ایلخانی ،تولید انواعی دیگر از کاشی مانند کاشی زرین فام ، نقش برجسته ، بدل چینی اختر و چلیپایی مینایی و ... نیز مورد توجه بوده است وبسیاری از ابنیه تاریخی و مذهبی با انواعی از کاشی مذکور تزیین می یابد .

صاحبنظران در بررسی آثار سفال و سرامیک دوره تیموری ، به نوآوری و شروع تولید سه نوع ظروف با ویژگی های خاص خود اشاره دارند که عبارتنداز :

  1. ظروف سلادن که عبارتنداز ظروف لعاب داری به رنگ های سبز، خاکستری یا سبز بیدی که شرایط پخت خاص و درجه حرارت بالایی را در حدود 1200 درجه سانتیگراد نیاز داشت که برخی از نمونه های آن هم اکنون در موزه رضا عباسی و گنجینه دوران اسلامی موجود است و به نظر می رسد که به طور عمده در قسمت های جنوب ایران ساخته شده است .
  2. ظروف معروف به ((کوباچه )) که قاعدتاً باید این نام را از شهری به نام ((کوباچه )) در داغستان قفقاز گرفته باشد. این ظروف به طور عمده بانقوشی به رنگ سیاه که در زیر لعاب فیروزه ای رنگ شفاف ، نقش شده است ، مشخص می شود . نمونه هایی از این ظروف نیز در موزه های داخل و خارج کشور از جمله در موزه رضا عباسی تهران موجود است .
  3. ظروف ((آبی وسفید )) که در واقع ظروفی است با بدنه سفید که نقوشی با رنگ آبی کبالتی بر بدن آن ها نقاشی و سپس با لعاب شفافی پوشانده شده است . به نظر می رسد که این نوع ظروف بیشتر در شمال ایران تولید شده باشد . گفتنی است که در دوره تیموری ضمناً تولید انواع ظروف سفالی دیگر هم مرسوم بوده است ضمن آنکه همان گونه که پیشتر گفته شد دوره اوج و تکامل (( کاشی معرق )) هم به دوره تیموی مربوط است که این نوع کاشی زینت بخش معماری ایرانی در تزیین و نما سازی آن می شود .

در دوران صفویه ، عده ای از سفال سازان چینی برای آموزش و گسترش این ((هنر صنعت )) به اصفهان دعوت شدند و به ساخت ظروفی با عنوان ((بدل چینی )) مبادرت ورزیدند که اگر چه ظرافت واستحکام چینی را نداشت اما تا حد زیادی شبیه به ظروف چینی بود . در نتیجه حضور و تعلیم سفال سازان چینی ، سفالگران ایران نیز پیشرفت کردو صنعتگران ایرانی موفق به تولید آثار سفال و سرامیک به گونه ای ظریف تر و با کیفیت بهتری شدند .

در دوره صفویه ، انواع و ا قسام ظروف و محصولت سفال و سرامیک مانند ظروف مینایی، سلادن ، زرین فام ، آبی وسفید ، کوباچه و ... تولید و عر ضه شد و از شهر اصفهان نیز به جز دیگر مراکز شناخته شده سفال و سرامیک به عنوان یکی از مراکز مهم ساخت این گونه محصولات یاد شده است.

در دروه صفویه تولید ظروفی به نام ((ظروف گمبرون )) یا (( ظروف گامبرون )) که یقیناً این نام را از نام قبلی بندر عباس که بندر گامبرون نامیده می شد ، گرفته است . چرا که ظروف مذکور از طریق بندر گمبرون به اروپا صادر می شد - ، نیز مرسوم می شود . ظروف گمبرون دارای بدنه سفید ، متراکم و نیمه شفافی است که تولید آن ها قبل از دوره صفوی در ایران متداول نبوده است .

در دوره صفویه ، لعاب کاری بر روی ظروف با انواع و اقسام رنگ ها مرسوم بوده است . ضمن آنکه مطلاکاری بر روی آثار سفالی و سرامیکی نیز بخشی از مراحل تزیین آن ها را شامل می شده است .

در دروه صفویه ، تولید انواع کاشی از جمله ((کاشی معرق )) ادامه می یابد ودر همین دوره است که زیباترین کاشی های معرق برای مسجد شیخ لطف الله در اصفهان تولید و نصب شد .

به نظر اکثر صاحبنظران کاشی های معرق مسجد شیخ لطف الله در زمره زیباترین کاشی های دنیا و نفیس ترین کاشی های معرق است . در همین دوره برای نخستین بار نوعی کاشی دیگر به نام (( کاشی هفت رنگ )) ابداع و عرضه می شود که نمونه های جالب آن در مقیاسی گسترده و وسیع در مسجد امام دراصفهان نصب شده است .

در دوران مذکور اگر چه از شهر های کرمان ، مشهد ، نیشابور و اصفهان به عنوان مهمترین مراکز تولید سفال و سرامیک کشورمان ذکر نام شد است ، اما این ((هنر صنعت )) در بسیاری از مناطق کشورمان مرسوم بوده و تنوع فوق العاده تولیدات و کیفیت نسبی مطلوب تر آن در مقایسه با دوره های قبل و تولید هر چه بیشتر فرآورده های مصرفی سفالین و کاربرد افزون تر آن در عرصه معماری همه و همه نشانگر سهم شایسته سفال و سرامیک و کاشی ایران در زندگی و فرهنگ مردم کشورمان در دروه صفوی است .

پس از دوره صفویه  از حدود قرن 12 ه . ق . به تدریج از رونق سفالگری و سرامیک سازی ایران کاسته می شود که علت این امر را می توان ، افزون بر بی توجهی به وضعیت این ((هنر صنعت )) ، تاسیس کارخانه های عظیم چینی سازی در روسیه ، فرانسه ، چین و آلمان و فرستادن محصولات شان به مقدار زیاد ، با کیفیت خوب و به قیمت ارزان به ایران دانست . به هر حال از دوره افشاریه ، آثار قابل اعتنایی  در دسترس نیست و از دوره زندیه می توان به کاشی های عمدتاً هفت رنگ موجود درمسجد وکیل ، ارگ کریم خانی و باغ ارم شیراز اشاره داشت .

هر چند که سفال و سرامیک سازی و تولید کاشی در دوره قاجاریه مرسوم و متداول بوده است اما جایگاه این ((هنر- صنعت )) با دوره های اوج آن فاصله زیادی داشت . در دوره قاجار استفاده از کاشی های هفت رنگ برای تزیین نمای بناها مرسوم بود . برای طرح ها و نقوش کاشی های مذکور از اسلیمی ، ختایی ، گلدان های پر گل ، پرندگان ، نقش شیر و خورشید و گاه چهره شخصیت های دوره مذکور استفاده می شد و رنگ های رایج را که ضمناً شاخصه ای مناسب برای تشخیص کاشی های دوره قاجاریه است لاجوردی ، فیروزه ای ، زرد ، نارنجی ، صورتی ، قرمز ، سبز ، قهوه ای ، طلایی ، سیاه و سفید تشکیل می داد .

از نمونه های کاشی های دوره قاجار می توان به کاشی های موجود درباغ ملی تهران ، دروازه ارگ سمنان ، نارنجستان قوام در شیراز و کاخ گلستان در تهران اشاره داشت . ضمن آنکه از دوره مذکور چند قطعه کاشی هفت رنگ با مضامینی بر گفته از شاهنامه فردوسی در موزه آبگینه و سفالینه های ایران موجود است .

تاسیس مدرسه صنایع قدیمه به سال 1309 ه . ش . و بعد از آن توجه به هنر سفالگری در مرکز هنر های  زیبا ، سازمان صنایع دستی ایران و سازمان میراث فرهنگی کشور ، از جمله اقداماتی بودکه به هر حال و طی 70 سال اخیر در بهبود وضع سفالگری و سرامیک سازی موثر بوده است گو این که این ((هنر صنعت )) پر پیشینه به دلایل بسیار از جمله سوابق درخشان و کهن فرهنگی ، در دسترس بودن مواد اولیه مصرفی ، تجربه طولانی تولید و بالاتر از همه ذوق و هنر صنعتگر ان هنرمند ایرانی و علاقه وافر آنان به سفالگری ، می بایست درجایگاه بالاتری قرار داشته باشد و سهم شایسته تری را در زمینه تولید و اشتغال و خلق آثار ارزشمند هنری بر عهده گیرد .

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط سهیلا زرندی نظرات () |


Design By : Night Skin

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس